چرا باید (طولانی‌تر) نوشت؟

داروی celecoxib، یک مسکن خاص است که به نوعی نسل جدید مسکن‌هایی مانند ژلوفن یا دیکلوفناک به حساب می‌آید و به دلیل ویژگی‌های بیوشیمیایی انتخابیش، عوارض جانبی کمتری دارد. شرکت فایزر آلمان این دارو را تحت نام ®Celebrex تولید می‌کند؛ دارویی که چند روز پیش آن را تهیه کردم و در کنار داروی اصلی، این بروشور توجهم را جلب کرد:

جلد بروشور داروی Celebrex

این کاغذ به ظاهر کوچک، چندین و چند بار روی خودش تا خورده‌بود تا درون بسته‌بندی دارو جا شود. بعد از باز شدن، چنین حجمی را شاهد بودم:

بروشور داروی Celebrex

سلکوکسیب را می‌شناختم. به دلیل نگرانی‌هایی که از مصرف زیاد مسکن‌ها در هم‌نسلی‌ها و نسل بعدی‌هایم دارم، داروهای مسکن و کم‌عوارض را دوست دارم و بارها پیش از این نسخه‌ی هندی (به نام ®Cubix) و ایرانی آن را توصیه کرده‌بودم. اما حدود نیم ساعت به مطالعه‌ی این برگه نشستم. همانجا روی زمین، کنار کسی که برایش دارو را خریده‌بودم.

چیزی بیشتر از دارو و اطلاعات آن توجهم را جلب کرد: چه کسی حاضر است این حجم از اطلاعات را، برای یک بسته داروی مسکن که طی ده روز تمام می‌شود بنویسد؟

داشتم فکر می‌کردم تا به حال برای کدام یک از چیزهایی که ساخته‌ام، حرف‌هایی که زده‌ام، یا کارهایی که کرده‌ام به این حجم اطلاعات تکیه کرده‌ام؟

اصلاً چرا بنویسیم؟

وقتی می‌نویسیم، دقیق‌تر می‌شویم. وقتی می‌نویسیم، نقاط خالیِ اطلاعاتمان خودشان را نشان می‌دهند.

بارها خواسته‌ام در مورد موضوعی که به خیال خودم به آن مسلط هستم برای دوستانم چیزی بنویسم، و وقتی دست به قلم شدم نوشته‌ام به سختی از ۳ صفحه تجاوز کرده. وقتی شروع می‌کنی به نوشتن تازه انگار دلت می‌خواهد برای تکمیل نوشته‌ات فلان چیزها را هم بدانی و نمی‌دانی. به قول محمدرضا شعبانعلی حتی یک مشکل بزرگ و مبهم را، وقتی در ۵۰ کلمه، بعد در ۱۰۰ کلمه، ۲۰۰ کلمه، و آرام آرام تا ۱۰۰۰ کلمه می‌نویسی، آنگاه می‌بینی که چقدر خوب تحلیل می‌کنی! چقدر خوب مشکل مبهمت را باز کرده‌ای و آن را تشخیص داده‌ای.

نوشتن مانند حرف‌زدن نیست که سر و ته جمله‌ات مشخص نباشد و ککی هم کسی را نگزد! جمله‌هایت باید واضح باشند؛ مرتب در کنار هم پاراگراف‌ها را ایجاد کنند. پاراگراف‌ها با هم سیر صحیحی به کل متن بدهند. وقتی نگاه می‌کنم، زنگ انشاء خیلی مهم‌تر و مفیدتر از چیزی بود که آن روزها فکر می‌کردیم. کاش در دانشگاه هم زنگ انشاء داشتیم! حتی با موضوع آزاد…

تازه با نوشتن اطلاعاتت یک جا ثبت می‌شوند. هر زمان بخواهی تمام مسیر فکریت را، که شاید چند ساعت وقت صرفش کرده‌باشی، می‌توانی مرور کنی. می‌توانی اصلاحش کنی، شرح و بسطش دهی، یا حتی بعد از چند ساعت یا چند روز وقفه دوباره آن را از سر بگیری.

چرا طولانی بنویسیم؟

زمانی با خودم عهد کرده‌بودم اگر در مورد چیزی کمتر از دو کتاب خوانده‌ام یا زمان کمی را صرف تجربه‌ی آن کرده‌ام، حتماً تأکید کنم که حرفی که می‌زنم نظر و سلیقه‌ی شخصی است. با خودم قرار گذاشته‌بودم که برای هر کاری که می‌خواهم انجام بدهم پروپوزال بنویسم… طرح پیشنهادی. دقیقاً توضیح بدهم که چرا و چگونه و با تکیه به چه اطلاعاتی می‌خواهم چه کاری را انجام دهم.

با کمی بالا و پایین، این برگه‌ی پشت و رو حدود ۲۵۰۰۰ کلمه دارد. طبق استانداردهای آکادمیکی که پایان‌نامه‌ها را منتشر می‌کنند، هر صفحه‌ی استاندارد ۳۰۰ کلمه دارد که با این حساب، این بروشور حدود ۸۰ صفحه است (پایان‌نامه‌ها معمولاً ۱۰۰ تا ۲۰۰ صفحه هستند). دانشجوها با صرف زمان و هزینه‌ی زیاد، یکی دو بار در عمرشان پایان نامه می‌نویسند و از آن به عنوان یک پروژه‌ی بزرگ یاد می‌کنند؛ فایزر برای هر محصولش یک پایان‌نامه‌ی مختصر می‌نویسد.

راستش را بخواهید، در دنیایی که تلگرام و توییتر و واتساپ و باقی فضاهای دیجیتالی ما را به کوتاه و سریع‌نوشتن سوق می‌دهند، انگار که عادت کرده‌ایم سطح فکر و اطلاعاتمان در حد یک pm یا یک جیک‌جیک (توییت) باشد. ببین به کجا رسیده‌ایم که در SEO می‌گویند نوشته‌هایتان حداقل ۳۰۰ کلمه باشد، موتورهای جستجو خیلی خوشحال می‌شوند!

دوست نازنینم شاهین کلانتری، تا زمان نوشتن این مطلب حدود ۸۶۰ در وبلاگش نوشته، فقط و فقط در مورد نوشتن! حرف‌هایش ارزش خواندن دارد.

جدا از همه‌ی این‌ها، تازه وقتی طولانی بنویسی می‌توانی نوشته‌ات را عنوان‌بندی کنی و به فکر و اطلاعاتت نظم و سر و سامان بدهی. و اینجا شاید عظمت کتابِ خوب بهتر مشخص شود:

جملاتش کنار هم پاراگراف‌ها را ساخته‌اند. پاراگراف‌هایش عنوان‌ها را. عنوان‌هایش فصل‌ها را، و فصل‌هایش کنار هم کتاب‌ها را…

خلاصه…

خلاصه که تا سر این پاراگراف، ۷۱۵ کلمه نوشته‌ام در ستایش برگه‌ی ۲۵۰۰۰ کلمه‌ای شرکت فایزر! بروشور Celebrex شد یکی از اشیاء گران‌قیمتی که در کشوی میزم نگه می‌دارم. شد یادآور برای این که هر زمان در مورد چیزی ادعا داشتم، صحت ادعایم را با وسعت و عمق انشائی که در موردش می‌نویسم بسنجم. راستی… برای چند چیز می‌توانم کتاب بنویسم؟

جدا از همه‌ی این‌ها در دنیایی که همه مختصر و کوتاه می‌نویسند، نوشتن مفصل از فکرها و کارها، خصوصاً گاهی اوقات با خودکار آبی روی کاغذهای دفترچه‌ای سیمی، کار لوکسی به حساب نمی‌آید؟

۲ کامنت برای “چرا باید (طولانی‌تر) نوشت؟”

  1. سلام متین.
    فکر می‌کنم که هر از گاهی دوباره و دوباره و دوباره باید یه سری چیزهای مهم رو به خودمون یادآوری بکنیم. مطلبی هم که تو نوشتی، مثل تلنگری بود برای یادآوری این موضوع برای من.
    ممنون.

    پی‌نوشت: من هیچ‌وقت با Celecoxib رابطه‌ی خوبی برقرار نکردم. نمی‌دونم چرا تو دلم نمیشینه :)))

    1. امیرمحمد جان راستشو بخوای همین دیروز می‌خواستم بدو بدو ایده‌ای که به ذهنم اومده‌بود رو برای یکی تو موقعیت سرپرستی توضیح بدم، بعد به خودم گفتم اول بنویسش. موقع نوشتن نقطه ضعف خیلی بزرگی توش پیدا کردم که واقعاً اگه همونجوری می‌خواستم طرحم رو پیش ببرم اشتباه فاحشی بود!
      راستی اگه دلت بهش رضا نیست، یکی مسکن طولانی بخواد چی می‌دی بهش؟

      منم یه پی‌نوشت: امیدوارم فرصت کنم اینجا منظم‌تر بنویسم، بتونم ترافیک خوبی که تو وبلاگ قبلیم داشتمو دوباره ایجاد کنم!

کامنت بگذارید...

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *