نبین: نگاه کن!

آخرین حرف‌هایی که با دوستانتان زدید را به یاد دارید؟

شده بگویید «در راه که می‌آمدم اتفاق خاصی نیفتاد» ؟ (البته اگر این را گفته‌باشید معلوم می‌شود در شرایط کاملاً ناپایداری هستید!)

شده از اخبار بشنوید «امروز یک روز معمولی بود با اتفاقاتی معمولی» ؟

آخرین بار کی در یک گروه یا کانال دیجیتالی یک چیز «معمولی» خواندید؟

واقعیت این است که رسانه، به دنبال عجایب است؛ چیزهایی که ما را شگفت‌زده کند، غیرعادی باشد، جدید و به قول خودشان وایرال باشد (یا حداقل سعی کند کمی وایرالیته داشته‌باشد!). و این رسانه به معنای عام آن، هر چیزی است که از آن بشود مطلبی منتشر شود. حتی زبانِ ما در جمع دوستانمان.

حالا کمی به این جمله بیندیشید: «دوست من یک لیوان عرق نعنا خورد، از شدت گرگرفتگی نتوانست شب بخوابد.»

خب…؟ این یک چیز عادی نیست… بعید بود بعد علامت ویرگول بخوانید «دل‌دردش خوب شد». حالا می‌خواهم جواب یک سؤال را صادقانه بدهید: بار بعد که به سمت عرق نعنا می‌روید (به فرض که قبلاً می‌رفتید!) کمی در ذهنتان نگران گرگرفتگی نخواهید بود؟ پس تکلیف آن هزاران نفری که این نوشیدنی را نوشیده‌اند و گر نگرفته‌اند چه می‌شود؟

در راه می‌آمدم دیدم یک بنز با گارد ریل تصادف کرده‌بود… پس بنز ناامن است؟ تکلیف هزاران بنزی که از دل هزاران تصادف سالم بیرون آمده‌اند چه می‌شود؟

اینجاست که علم در برابر مدیا قرار می‌گیرد. لفظ مدیا را عمداً به کار بردم که ذهنمان کمتر جهت داشته‌باشد. در روش علمی آنچنان حساسیت بیمارگونه‌ای به نمونه‌گیری دقیق و تحلیل همه‌ی جوانب وجود دارد و در مدیا، برعکس، اصلاً نمونه و جمعیت مهم نیست: یک مورد خاص مهم است.

نتیجه؟ بعد از مواجهه‌ی طولانی با بی‌شمار مدیای اطرافمان (دوستان، اخبار، شبکه‌های اجتماعی) ذهنمان پر می‌شود از صدها استثنا و مورد… و جمعیتی که در ذهنمان داریم، آرام آرام شکل کاریکاتوری به خود می‌گیرد.

بین اهل تبلیغات معروف است که بنرهای شرکت را روی بیلبوردهای مسیر خانه تا اداره‌ی مدیرعامل آن شرکت نصب کنید، احساس می‌کند بنرهایش در تمام کشور پخش شده.

پس برای این که بتوانیم در مورد امنیت ماشین‌ها، اثربخشی نوشیدنی‌ها، یا هزاران چیز دیگر جامعه‌مان اطلاعات درست و قضاوت صحیح داشته‌باشیم همینطور فقط بایستیم و همدیگر را نگاه کنیم؟ یا برویم سر در مقالات علمی (در مورد امنیت بنز و اثربخشی عرق نعناع) کنیم؟

بعید می‌دانم!

فعلاً همینقدر می‌دانم که اگر بایستم و جلویم را ببینم، استثناها و اتفاقات موردی جلویم رژه می‌روند. اما اگر با اراده‌ی خودم، و با علم به ویژگی مدیا، اطرافم را نگاه کنم و به تماشا بنشینم، در کنار آن یک مورد غیرعادی، صد مورد عادی دیگر را درک می‌کنم…

2 پاسخ به “نبین: نگاه کن!”

  1. همیشه حرفات یا نوشته هات مثل تلنگری بودن به افکار و اعمال من، ممنون که هستی! حتما هرکس یه منین خسروی نیاز داره تو زندگیش!

    1. نظر لطفته محمدرضا جان…
      منم همیشه از هم‌صحبتی با تو لذت بردم و فکر می‌کنم داشتن دوستای خوبی که به آدم کمک کنن دنیا رو به شکلای مختلفی ببینه، یه موهبته.
      راستی ساعت ۷:۳۳ صبح، تو نباید تو مورنینگ ریپورت باشی جای وب‌نوشته خوندن؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *