شعارهای سرطانی

سرطان چیست؟ در یک تعریف ساده، زمانی بعضی سلول‌ها آنچنان بیش از حد تقسیم می‌شوند و بزرگ می‌شوند که تمام منابع را مصرف می‌کنند و چیزی به دیگر سلول ها نمی‌رسد. جا را برایشان تنگ می‌کند و به مرور منابع و فضا را برای اکثر سلول‌های دیگر (که مثل این سلول‌ها حیاتی هستند) تنگ می‌کنند.

گاهی فکر می‌کنم کاش شناسایی و درمان سرطان‌ها در همه‌ی زمینه‌ها به اندازه‌ی پزشکی مرسوم و ممکن بشود. در زمان شلوغی‌های کشور مصر، به جمعی از دوستانم که از بیداری و انقلاب در این کشور هیجان‌زده بودند می‌گفتم که خیالتان راحت: این شلوغی‌ها به نتیجه‌ای که فکر می‌کنید و فکر می‌کنند نمی‌رسد. می‌گفتند دارند انقلاب می‌کنند… چرا فکر می‌کنی چیزی نمی‌شود؟

گفتم شعار انقلاب ایران در سال ۵۷ چه بود؟ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی.

شعار اعتراضات مصر چیست؟ الشعب یرید اسقاط النظام… ملت، سقوط نظام را می‌خواهد. خب سقوط کند که چه بشود؟ این چه شعار نصفه و نیمه‌ای است؟ گفتند تو ملا ملغتی هستی. و دیدند که چطور turn over صاحب قدرتان، بعد از اسقاط النظام از turn over مربیان فوتبال ایران بیشتر شد!

شعار مهم است… شعاری که صدها بار تکرار می‌شود، چراغ راهی می‌شود برای حرکت‌ها. شعار شرکت کوکاکولا «خودت را تازه‌کن» است (refresh yourself). شعار شرکت بنز «یا بهترین یا هیچی» (the best or nothing) و شعار شرکت BMW «لذت ناب رانندگی» (sheer driving pleasure) است. از همین تفاوت می‌شود به تفاوت استراتژی، طراحی و نقشه‌ی راه این دو شرکت پی برد.

حالا یک سؤال: اگر BMW تمام توجهش را به لذت متمرکز کند، بهترین سیستم نورپردازی، گرمایش و تعلیق را در ماشینش ایجاد کند، و برای جذابیت بیشتر، بدنه‌اش را از ورقه‌ی آلومینیومی بسازد چه می‌شود؟ ماشینش به سرطانِ لذت دچار می‌شود و امنیتش به مشکل بر می‌خورد.

اگر یک شرکت دارویی تمام توجهش را به طعمِ خوب داروهایش متمرکز کند و حتی از غلظت ماده‌ی مؤثره‌ی دارویش کم کند تا طعمش بهتر شود چه می‌شود؟ سرطانِ طعم، اثربخشی را خراب می‌کند.

حال اگر تمام توجهش به بهترین ماده‌ی مؤثره جلب شود چه می‌شود؟ سرطانِ اثربخشی چنان طعم زهرماری به دارو می‌دهد که کسی رغبتی به خوردنش نخواهد داشت.

و این میان از سرطان بازاریابی، نیروی انسانی و سایرین هم نباید غافل شد.

هیچ کدام از این‌ها به معنی بی‌اهمیتی نیست. مگر پانکراس مهم نیست؟ چرا! ولی وقتی سرطانی شد و به کیسه‌ی صفرا فشار آورد دیگر مضر می‌شود.

برای همین همیشه امیدوارم روزی برسد که در جشن‌های ملیمان، به ازای هر بار مرگ بر آمریکا گفتن، پنج بار هم جاویدان ایران بگوییم.

می‌گویی تبری مهم نیست؟ چرا! دشمن‌شناسی مهم نیست؟ چرا! ولی وقتی سرطانِ دشمن‌شناسی داشته‌باشیم و از خودشناسی غافل شویم، آن موقع باید به دنبال درمان برویم. مگر زیارت عاشورا نخوانده‌ای که در آن به ظالمان لعن می‌فرستد؟ چرا! ولی در همان زیارت عاشورا چه عاشقانه با امام صحبت می‌کند و به او سلام می‌دهد…

خیلی چیزها مهمند… اما هر مهمی، اگر آنقدر مهم شد که جا را برای دیگر مهم‌ها تنگ کرد، دیگر با یک مهمِ طبیعی سروکار نداریم. با مهمِ سرطانی‌ای سروکار داریم که ممکن است بدخیم شود و دیگر مهم‌ها را ببلعد و جا را برای همه چیز و همه کس دیگر تنگ کند.

چه خوب است اگر هر کسی سرطان‌های زندگیش را پیدا کند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *