سمفونی تضادها

از امروز موضوع جدیدی در وب‌نوشته‌ها ایجاد کرده‌ام به نام سمفونی تضادها. قبلاً هم در مورد علاقه‌ام به چیزهای به ظاهر متضاد اما در باطن هم‌سو گفته‌ام… رخدادها یا نگاه‌هایی که در تحلیل سطحی و نگاه اولیه به نظر متضاد می‌آیند اما وقتی با دید عمیق‌تری به موضوع نگاه کنیم، خصوصاً اگر نیت گوینده یا انجام‌دهنده‌شان را بدانیم، متوجه هم‌سویی زیبا و عجیب این دو رخداد یا گفتار به ظاهر متناقض می‌شویم.

به مرور از این تضادهایی که با هم نواخته می‌شوند تا سمفونی زندی را شکل دهند بیشتر خواهم نوشت اما یک سؤالی… چرا اصلاً مهم است؟

اگر دیدیم چیزی با چیز دیگری در تضاد است، یا این غلط است یا آن: در نگاه محافظه‌کارانه، جفتشان را علی‌الحساب ببریم روی هوا تا درستی یکی مشخص شود. و در نگاه رادیکال، به سرعت یکی را از دور خارج کنیم و دیگری را پذیرفته، به ادامه‌ی زندگیمان بپردازیم… چرا باید این سختی را بپذیریم تا تضادها را در هم‌آغوشی و رقص با یکدیگر ببینیم؟ من می‌گویم چون زندگی همین است.

متضاد نر چیست؟ ماده. و زندگی از همین جمع نر و ماده به وجود می‌آید…

متضاد گاز چیست؟ ترمز. رانندگی چیست؟ ترکیب همین گاز و ترمز… نه فقط گاز و نه فقط ترمز. بالاخره گاز دادن درست است یا ترمز کردن؟ سؤالی بی‌معنی‌ست…

از این معانی هم که بگذریم، سازوکار آموزشی‌ای را در نظر بگیرید در متین‌آباد سُفلی… آنجا دانش‌آموزان هر آنچه یاد می‌گیرند، مؤید آموخته‌های قبلیشان است و هر برگی از کتابشان، هم‌سو و هم‌راستای برگ و کتاب قبلی است.

حال به مدرسه‌ای در متین‌آباد عُلیا فکر کنید… آنجا معلم هر روز یک تضاد را به دانش‌آموزان نشان می‌دهد و ذهنشان را به چالش می‌کشاند: امروز آن‌ها را به زایشگاه می‌برد و فردا به قبرستان. امروز آن‌ها را به تالار عقد می‌برد و فردا به دادگاه خانواده. اردوی امروزشان در موزه‌ی هنر، جایی که با دید holistic به دنیا نگاه می‌شود، برگزار می‌شود و اردوی فردایشان در یک رصدخانه، جایی که با قوی‌ترین دوربین‌ها به جزئی‌ترین اجزاء کیهان نگاه می‌کنند پیش می‌رود.

فکر می‌کنید کدامیک در بلندمدت خوشحال‌تر خواهند بود؟ (می‌دانم که اهالی ده سُفلی امروز از عُلیایی‌ها خوشحال‌ترند اما فردا چطور؟)

فکر می‌کنید چه در کوتاه‌مدت و چه در بلندمدت، کدامشان قدرت حل مسئله، و زندگی‌کردن بیشتری خواهند داشت؟ آمار خودکشی را در کدام ده بالاتر تخمین می‌زنید؟ جرم و جنایت را چطور؟

این است که من فکر می‌کنم درک رقص زیبای دو مفهوم به ظاهر متضاد، مهم‌ترین جزء آموختن از زندگی است.

بعداً از این تضادها بیشتر خواهم گفت… دوستی پرسید این چیزهایی که می‌نویسی ربطی به سلامتی هم دارند؟ گفتم کاملاً مستقیم به سلامت و سلامتی ربط دارند! بعداً از این هم خواهم گفت…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.